تبليغاتX
ستاد مجازی مهدی کروبی

campaign88.ir
‫شب نوشته ها

2009/11/4

جبران می‌‌کنیم

امروز هر کسی‌ که ذره ای احساس داشت، و دید چطور مردم کتک خوردند کلافه بوده. کتک خوردند چون کم بودند، کمتر از روز قدس. چون حاکمانی مسلط شده اند که تنها چاره را خشونت می‌‌دانند علیه مردم. و چون جرم فکر کردن به تقلب را مرتکب شده بودند.

چقدر طوطی‌ وار کتابهای تاریخ را حفظ می‌‌کردیم. چقدر شاه بد بود چون مردم بی‌ دفاع را می‌‌زدند مزدورانش. چقدر حکومتش سست بود چون از معنویات خالی‌ بود. چقدر راحت فرو ریخت قصر‌هایش یکی‌ پس از دیگری، چون در مقابل ملت ایستاده بود. چقدر در به در شد وقتی‌ از ایران رفت، حتی آمریکا هم بار اول راهش نداد.

چقدر بعید بود برایمان فرو ریختن همسایه دیکتاتورمان. چقدر قیافه می‌‌گرفت صدام وقتی‌ پای تلویزیون دولتی عراق همه دنیا را محکوم می‌‌کرد. چقدر مطمئن حرف می‌‌زد سعید الصحاف وقتی‌ از شکست های آمریکا می‌‌گفت. چقدر گیج بود صدام وقتی‌ از زیر زمین بیرونش کشیدند.

چقدر حدیث می‌‌خواندیم که حکومت با کفر می‌‌ماند ولی‌ با ظلم نه. چقدر در دهه فجر سرودهای انقلابی گوش می‌‌کردیم که خدایا تو پناه ضعیفانی. چقدر می‌‌شنیدیم که الله اکبر‌های شبانه به مردم قوت قلب می داد و دل دژخیمان را می‌‌لرزاند.

  ولی‌ مثل اینکه دیکتاتور‌ها درسها یشان را خوب نمی‌‌خوانند. برای همین باز هم مردم را می‌‌زنند، باز هم دروغ می‌‌گویند، باز هم مردم را خس و خاشاک می‌‌خوانند و فکر می‌‌کنند قبلی‌ بلد نبود و رفت، ما بلدیم و می‌‌مانیم. تهدید می‌‌کنیم و می‌‌مانیم، می‌ کُشیم و می‌‌مانیم. رویایشان هم این است که یا مردم بترسند یا دست به خشونت متقابل بزنند تا کارهای بعدیشان توجیه شود. ولی‌ راهی‌ که سبز‌ها می‌‌روند، کابوسشان است. سبز‌هایی‌ که با شجاعت و آگاهی‌ آمده اند. با همان کتابهای تاریخ و حدیث‌هایی‌ که مجبور بودند حفظ کنند. با همان فریاد شبانه بزرگی‌ خدا. حالا امروز کم بودند و کتک خوردند، ۲۲ بهمن و ۱۲ فروردین جبران می‌‌کنند.      

 

نوشته شده توسط محمد در 19:7 |  لینک ثابت   • 

2009/10/27

ناراحتین، برین شکایت کنین

نود هفته پیش رو می‌‌دیدم که مهمان برنامه جناب واعظ آشتیانی بود. بحث رسید به اینجا که آقای مهندس، شما که همزمان هم مدیر عامل استقلال هستی‌ و هم قائم مقام سازمان تربیت بدنی، این دو شغله بودن حساب نمی‌شه؟ در جواب، ۵ دقیقه‌ای یک سری ماده و بند و تبصره خواند که احتمالا خودش هم نفهمید چی‌ گفته، بعدش هم جمله ای فرمودند عذر بدتر از گناه. گفت، قائم مقام سازمان در چارت سازمان جایی‌ نداره و مقام تشکیلاتی حساب نمی‌شه. یعنی‌ که من فقط مدیر استقلالم و حرف زیادی نزنید بیخودی. آخه اگه همچین مقامی وجود خارجی‌ نداره، پولش از کجا میاد؟ نکنه پول هم نمیگیری؟! بعدش هم که عادل خیلی‌ اصرار کرد که اصلا قابل قبول نیست اینکه تیمها مشکلی‌ دارند میان پیش شما، یک چیزی گفت تو این مایه‌ها که ما که سر جامون هستیم، مشکلی‌ هست، بیان رسیدگی کنن و اگه کسی‌ شکایتی کرد اونوقت بررسی‌ می‌کنیم. جمله‌های آشنایی بود، دکتر احمدی نژاد هم گفت یکبار "... اگه تخلفی صورت گرفت، دو خط بنویسند به سازمان بازرسی، رسیدگی میکنند....". یعنی‌ ما گردنمون کلفته، ناراحتین، برین شکایت کنین. این تازه فوتبالشه که ما میبینیم و نودی هست. 

 

نوشته شده توسط محمد در 15:20 |  لینک ثابت   • 

2009/10/23

آنها كه پاک نمیشوند

در دفتر زندگی هر کسی، آدمهای مختلف با طرح ها و رنگهای جور وا جور می آیند و می روند و هر از گاهی خطی و اثری می کشند. بعضی آنقدر سری می روند كه فرصت نمی شود یادگاری بنویسند. خیلی زود فراموش می شوند. بعضی وقت می کنند كه اثری بگذارند ولی خط کمرنگ انها در هیاهوی رفت و آمد دیگران آنقدر محو می شود كه فقط روزی كه دفتر خاطرات را ورق بزنیم یادشان می کنیم. بعضی از خود اثر بد می گذارند. باید آن صفحه را همیشه رد کنی. نباید مرورشان کنی. یک سری هم می آیند و خاطرات خوب می سازند و نقشهای زیبا می کشند. به قول معروف، در طرح ها و رنگهای مختلف. آنجا هستند و دوست داری هر از گاهی مرورشان کنی با دیدن عکسی یا فیلمی.

 معدودی هستند ولی كه كه کارشان از کشیدن طرح و رنگ و خاطره گذشته. رنگ و خاطره های دیگر را می توانی رد کنی، ببینی یا نبینی. ولی اینها را نمی شود رد کرد. اینها رنگ زمینه دفتر تو شده اند. و دفترت بدون آنها ناقص است. انگار كه همه جا با تو هستند و به یاد تو و با یاد تو. عجب از این زندگی كه اکثر رنگهای زمینه این دفتر ما در این نزدیکی ها نیستند.

نوشته شده توسط محمد در 21:49 |  لینک ثابت   • 

2009/10/9

به امید سال بعد... شاید شیخ!

هر کسی‌ غیر از اوباما هم اگه جایزه رو می‌‌برد، خیلی‌ فرقی‌ به حال من یکی‌ نمی‌‌کرد. راستش اصلا فرقی‌ نمیکرد مگه اینکه مثلا شیخ اصلاحات می‌‌برد که با این وضع جایزه دادن، شاید هم سال دیگه برسه بهش. امروز دو دسته داشتیم روی فیسبوک. یه سری شاکی‌ که این کاری نکرده جز وعده دادن. یه سری هم گفتند که انتخاب خوبی‌ بوده. در اینکه آدم موجهی هست و آدم می‌‌بیندش حرصش نمیگیره و افکارش خوبه من شکی‌ ندارم. حالا اگه گرفتن این جایزه باعث شه که مسولیتش در مورد اصول اخلاقی و مسائل حقوق بشر بیشتر بشه، به قول معروف خیلی‌ هم خوب. اگه باعث شه چشمهاشو نبنده روی کشته شدن مردم و فقط ۲ تا جمله بگه و بس، جایزه رسیده به آدم مناسب. حالا که دیگه فقط رئیس جمهور آمریکا نیست و یه اعتبار دیگه هم پیدا کرده، اگه فراتر از منافع ملی‌ آمریکا، روی اصول مشترک احترام به ملت‌ها اصرار کنه و واقعا دنبال صلح باشه، انتخاب خوبی‌ بوده به نظرم. ولی‌ اگه باز هم سیاست حرف اول رو بزنه، باید گفت که عجله کردند. 

نوشته شده توسط محمد در 17:7 |  لینک ثابت   •